دین، علم و انسان Religion, Science and Human

یادداشت‌ها و مقاله‌های کوتاهی از ابوالحسن حسنی که از کتاب‌ها و مقالات پژوهشی خود برداشت کرده است.

دین، علم و انسان Religion, Science and Human

یادداشت‌ها و مقاله‌های کوتاهی از ابوالحسن حسنی که از کتاب‌ها و مقالات پژوهشی خود برداشت کرده است.

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین نظرات
  • ۲۲ تیر ۹۳، ۱۵:۱۸ - احمد
    عالی
نویسندگان

آیا دنیا بد است؟

چهارشنبه, ۲ بهمن ۱۳۹۲، ۱۲:۵۵ ق.ظ

امیرالمؤمنین (عَلَیْهِ السَّلَامُ) وقتی شنید کسی از دنیا بد می‌گوید، چنین پاسخ داد:

أَیُّهَا الذَّامُّ لِلدُّنْیَا، الْمُغْتَرُّ بِغُرُورِهَا، [الْمُنْخَدِعُ‏] الْمَخْدُوعُ بِأَبَاطِیلِهَا! أَ [تَفْتَتِنُ‏] تَغْتَرُّ [بِهَا] بِالدُّنْیَا، ثُمَّ تَذُمُّهَا؟! أَنْتَ الْمُتَجَرِّمُ عَلَیْهَا أَمْ هِیَ الْمُتَجَرِّمَةُ عَلَیْکَ؟ مَتَى اسْتَهْوَتْکَ؟ أَمْ مَتَى غَرَّتْکَ؟ أَ بِمَصَارِعِ آبَائِکَ مِنَ الْبِلَى؟ أَمْ بِمَضَاجِعِ أُمَّهَاتِکَ تَحْتَ الثَّرَى؟ کَمْ عَلَّلْتَ بِکَفَّیْکَ وَ کَمْ مَرَّضْتَ بِیَدَیْکَ؛ تَبْتَغِی لَهُمُ الشِّفَاءَ وَ تَسْتَوْصِفُ لَهُمُ‏ الْأَطِبَّاءَ؛ غَدَاةَ لَا یُغْنِی عَنْهُمْ دَوَاؤُکَ وَ لَا یُجْدِی عَلَیْهِمْ بُکَاؤُکَ، لَمْ یَنْفَعْ أَحَدَهُمْ إِشْفَاقُکَ وَ لَمْ تُسْعَفْ فِیهِ بِطَلِبَتِکَ وَ لَمْ تَدْفَعْ عَنْهُ بِقُوَّتِکَ. وَ قَدْ مَثَّلَتْ لَکَ بِهِ الدُّنْیَا نَفْسَکَ وَ بِمَصْرَعِهِ مَصْرَعَکَ. إِنَ‏ الدُّنْیَا دَارُ صِدْقٍ لِمَنْ صَدَقَهَا؛ وَ دَارُ عَافِیَةٍ لِمَنْ فَهِمَ عَنْهَا؛ وَ دَارُ غِنًى لِمَنْ تَزَوَّدَ مِنْهَا؛ وَ دَارُ مَوْعِظَةٍ لِمَنِ اتَّعَظَ بِهَا. مَسْجِدُ أَحِبَّاءِ اللَّهِ وَ مُصَلَّى مَلَائِکَةِ اللَّهِ وَ مَهْبِطُ وَحْیِ اللَّهِ وَ مَتْجَرُ أَوْلِیَاءِ اللَّهِ. اکْتَسَبُوا فِیهَا الرَّحْمَةَ وَ رَبِحُوا فِیهَا الْجَنَّةَ. فَمَنْ ذَا یَذُمُّهَا وَ قَدْ آذَنَتْ بِبَیْنِهَا وَ نَادَتْ بِفِرَاقِهَا وَ نَعَتْ نَفْسَهَا وَ أَهْلَهَا؟ فَمَثَّلَتْ لَهُمْ بِبَلَائِهَا الْبَلَاءَ وَ شَوَّقَتْهُمْ بِسُرُورِهَا إِلَى السُّرُورِ؛ رَاحَتْ بِعَافِیَةٍ وَ ابْتَکَرَتْ بِفَجِیعَةٍ تَرْغِیباً وَ تَرْهِیباً وَ تَخْوِیفاً وَ تَحْذِیراً. فَذَمَّهَا رِجَالٌ غَدَاةَ النَّدَامَةِ وَ حَمِدَهَا آخَرُونَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ ذَکَّرَتْهُمُ الدُّنْیَا [فَذَکَّرُوا] فَتَذَکَّرُوا وَ حَدَّثَتْهُمْ فَصَدَّقُوا وَ وَعَظَتْهُمْ فَاتَّعَظُوا.1

اى نکوهنده​ی دنیا، فریفته به نیرنگ​اش، شیفته​ی یاوه​هایش! آیا تو پس از آن با دنیا فریب خورده‌ای، به نکوهش​اش پرداخته​ای؟ تو بر دنیا دعوی جرم دارى، یا بر دنیا است که بر تو دعوى جرم کند؟ دنیا کِى تو را هوایی کرد؟ یا تو را کِی فریبت داد؟ آیا با خفتنگاه​هاى پوسیده​ی پدرانت؟ یا با خوابگاه​هاى زیر خاک مادرانت؟ چه دردمندانی که با دست‌هایت درمان کردی و چه بیمارانی که با دست​هایت در بستر کردی؛ سلامتی​شان را خواهان گشتی و از پزشکان نسخه برایشان بردی. اما فردا روز دارویت آنان را بی​نیازشان نکرد، و گریه‏ات آنان را سودى نداد. مهر تو به آنان سودی نداد، آنچه تو می‌خواستی، بهره​ی آنان نشد، و با نیرویت بیمارى از آنان دور نشد. دنیا برای تو مَثَلی از حال او برای حال تو و از مرگ وى برای مرگ تو پرداخت. هر که دنیا را راست‌گو بشمارد، دنیا برایش خانه​ی راستى است، و هر که از آن فهم یابد، برایش خانه​ی تندرستى است، و برای هر که از آن توشه بردارد، خانه​ی دارایی است. براى کسى که از آن توشه اندوخت، و برای هر که با آن پند گیرد، خانه​ی پند است. دنیا نیایشگاه دوستان خدا، و نمازگاه فرشتگان او، و فرودگاه وحى خدا و تجارت​خانه​ى بندگان خاص او است. آنان در آن رحمت را به دست آوردند و در آن بهشت را سود بردند. پس کیست که از دنیا بد می‌گوید، در حالى که دنیا اعلام ناسازگاری کرده، و فریاد جدایی انداخته و خود و کسان خود را خبر مرگ داده. گزند خود را نمونه‌ای از گزند نمود و با شادمان​هایش آنان را به شوق شادمانی انداخت. شب به سلامت گذشت و بامداد با اندوه سخت برگشت، برای برانگیختن و بیم دادن و ترساندن و پرهیز دادن. پس فردا که روز پشیمانى است، مردمى بد گوى او شوند و روز رستاخیز مردمى او را بستایند. دنیا به یادشان آوَرْد و یادآور شدند؛ با آنان سخن گفت و آنان او را راست‌گو شمردند؛ و پندشان داد و از او پند پذیرفتند.

1نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص 493، حکمت 127.

  • ابوالحسن حسنی

اخلاق

جهان بینی

نظرات  (۴)

سلام
زیبا بود ممنون/
سلام مجدد
یه سوال:
ما یک جایگاه ولایت فقیه داریم یکی هم خود شخص فقیه، فرض کنید جایگاه ولایت فقیه را میدانیم و به آن معتقد هستیم، ولی آن شخص چه؟ یعنی چون جایگاه را قبول کرده ایم شخص را هم باید بپذیریم؟ (که منطی نیست به نظرم)

مثلا در دوران جنگ امام فتوایی دادند جوانان با سر لبیک گفتند و رفتند، یعنی آن جوان ها با شناخت رفتند؟ به شخص ولی فقیه اعتماد و باور داشتند؟
در دوران خودمان هم این سوال مطرح است، ما الآن جایگاه ولی فقیه را میدانیم (در حد خودمان) ولی شخص را نمیدانیم، باید از دستورات ایشان تبعیت کرد؟ فرض کنید فتوایی دادند باید عمل کنیم؟ یا باید با دین سنجید و عمل کرد.
پاسخ:
روشن است که اصل ولایت فقیه یک مسئله است و تطبیق آن بر فرد شایسته مسئله ای دیگر. البته بنده بر اساس استدلال قبول دارم که حضرت آیةالله خامنه ای فردی جداً شایسته برای تصدی مقام ولایت هستند. برای نمونه، می توانید در وبلاگ دیگر بنده http://hassani.blog.ir به مطلب زیر مراجعه فرمایید:پاسداشت اسلامیت نظام در سطح سیاست‌های کلان در دوره‌ی ولایت امام خامنه‌ای. در ضمن، در همان وبلاگ مطالب بیشتری راجع به ولایت فقیه آورده ام.
سوال اصلی هنوز سر جایش است که چطور باید شناخت؟ خودمان باید به این نتیجه برسیم که فرد صلاحیت دارد یا نه؟
یا به فرض اگر جایگاه ولایت فقیه را قبول کردیم، شخص را هم باید قبول داشته باشیم؟
با این اوضاع کشور، این همه دزدی و نامردی، و خوردن بیت المال، تضییع حقوق مردمان مظلوم در دادگاهها و ... من چطور میتوانم با این همه فساد در کشور بفهمم که شخص رهبری چگونه انسانی هستند؟ جمله اولی که به ذهن خطور میکند اینست که ایشان این همه را میبیند و کاری نمیکند پس .... (که این جمله را خودم قبول ندارم)

یا میشود اینگونه استدلال کرد که در دوران غیبت رهبری جامعه به ولی فقیه میرسد، نحوه انتخاب ولی فقیه هم درست است پس باید انسان درست و مورد اعتمادی باشند.

(کمی توضیح بدهید ممنون میشوم)
پاسخ:

وظیفه ی اجرای عدالت بر عهده ی همگان است، نه فقط ولی امر؛ حتی اگر ولی امر پیامبر یا امام معصوم باشد. به این آیه​ی قرآن کریم توجه فرمایید: «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ «الحدید : 25» (به تحقیق ما پیامبران را با دلایل روشن فرستادیم و همراه آن‌ها کتاب و میزان را فرود آوردیم تا مردم قسط را برپا دارند.) ». ولی امر تنها یکی از این مردم است و در این حکم فرقی نمی‌کند ولی امر پیامبر یا امام یا فقیه باشد. آیا بسیاری از همین مسئولان که گرفتار فساد یا خطاهای فاحش اقتصادی یا سیاسی یا اخلاقی​اند، مستقیم یا غیر مستقیم نتیجه​ی رأی مردم نیستند؟ میزان و گستره​ی فساد یا خطاهای اقتصادی، سیاسی و اخلاقی در حوزه​ی نظامی که مستقیم زیر نظر رهبری است، چقدر تفاوت با حوزه​های دیگر دارد؟ (دقت شود که حوزه​ی نیروی انتظامی تماماً زیر نظر رهبری نیست). دقت کنید که رأی مردم در انتخاب مسئولان وجهه​ی شرعی دارد. البته درست است که رأی​گیری صورتی جدید دارد، اما توجه به افکار عمومی همواره در سیاست و حکومت جا داشته است. به همین جهت است که پیامبر یا امام ناچار بود منافق​های ظاهر الصلاح را در اطراف خود داشته باشد و از آن‌ها به عنوان مشاور یا کارگزار حکومتی استفاده کند. ولی امر مکلف به ظاهر قانون و شواهد قانونی ظاهری است. در این حکم فرقی نمی‌کند ولی امر پیامبر یا امام یا فقیه باشد و تنها، بنابر برخی روایات، امام زمان (عَلَیْهِ السَّلَامُ)، البته تنها برای مدتی کوتاه استثناء، شده است.

روش شناخت مصداق ولی فقیه نیز بنای عقلا است. عقلا در این مورد چگونه عمل می‌کنند؟ روش عقلا در این مورد وابسته به زمان و مکان است. مثلاً امروزه ساختار مجلس خبرگان پذیرفته شده است و البته از دیدگاه عقلایی نیز پذیرفتنی است که در تشخیص مصداق ولی فقیه به فقهایی اعتماد کنیم که خودشان مورد اعتماد مردم قرار گرفته‌اند.

(در ضمن پرسش‌های مربوط به ولایت فقیه را در وبلاگ http://hassani.blog.ir طرح بفرمایید.)

ممنون از توضیحات شما

" میزان و گستره​ی فساد یا خطاهای اقتصادی، سیاسی و اخلاقی در حوزه​ی نظامی که مستقیم زیر نظر رهبری است، چقدر تفاوت با حوزه​های دیگر دارد؟"
این که به نظرم دلیل اصلا خوبی نیست، بخشی از حرفتان نقض میشود با این جمله،  یکی از نزدیکان بنده  در سپاه حضور دارند، اوضاع آنجا هم دست کمی از جاهای دیگر ندارد. همان جمله خوب بود که اجرای عدالت بر عهده ی همگان است.

فرض کنید مردم بخواهند ولی فقیه عوض شود، عده ای میگویند ما راضی نیستیم، دیگر باید عوض شود تا کی ایشان باید بمانند و ... این امر اصلا امکان پذبر است؟ چگونه؟
بقیه سوالات را در همان آدرسی که فرمودید مطرح میکنم. ممنون/



پاسخ:
1) اگر جزیی نگر باشیم، مشکلات در همه جا است. اتفاقا کثرت این مشکلات نشان می دهد که علت اصلی عدم اجرای عدالت در مقام ولایت فقیه است یا در جای دیگر. طبیعی است که ولی فقیه بر جزییات نتواند احاطه داشته باشد. آنچه حوزه ی عمل ولی فقیه است، کلیات است. وظیفه ی کلی تأمین امنیت در کشوری که دشمن بسیار دارد، توان واکنش سریع در برابر دشمن، توان دفاعی و تهاجمی بالا، رشد تکنولوژی های نظامی و مانند اینها همان کلیات اند که زیر نظر ولی فقیه اند. منظور من در این سطح عمل است که خطا و فساد بسیار کمتر است.
2) فقیه ولایت اش را از رأی مردم نمی گیرد. بلکه بنابر روایاتی که در مباحث مربوطه آورده ام، از امام معصوم می گیرد. بنابر این، با رأی مردم نیز ولایتش سلب نمی شود. اما رأی مردم اثر شرعی دیگری دارد:فقیه نمی تواند با زور یا با نیرنگ خود را بر مردم حاکم کند. او باید مردم را متوجه برتری نظام اسلامی و اجرای عدالت بکند و مردم در راستای اجرای عدالت او را به حاکمیت بپذیرند. اگر بخشی از مردم در راستای تشکیل نظام اسلامی و اجرای عدالت متوجه شدند که فقیه حاکم شرایط ولایت را از دست داده است، با حفظ اصولی مانند «حفظ اتحاد مسلمین» و «عدم تضعیف کشور اسلامی در برابر دشمن» و «پرهیز از فتنه» مردم را از این موضوع آگاه نمایند تا با روشی درست (مانند انتخابات مجلس خبرگان) فقیه مناسبی جایگزین او شود. در غیر این صورت، عدم رضایت مردم ولایت را از او سلب نمی کند. با این حال، اگر اکثریت مردم راضی نباشند، او خودش باید کنار برود؛ ولی مردم معصیت کرده اند و در قیامت پاسخگوی عمل خود خواهند بود. نمونه ی این مسئله در سقیفه و در صلح امام حسن علیه السلام دیده شده است.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی