دین، علم و انسان Religion, Science and Human

یادداشت‌ها و مقاله‌های کوتاهی از ابوالحسن حسنی که از کتاب‌ها و مقالات پژوهشی خود برداشت کرده است.

دین، علم و انسان Religion, Science and Human

یادداشت‌ها و مقاله‌های کوتاهی از ابوالحسن حسنی که از کتاب‌ها و مقالات پژوهشی خود برداشت کرده است.

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین نظرات
  • ۲۲ تیر ۹۳، ۱۵:۱۸ - احمد
    عالی
نویسندگان

هدفمندی جهان در حکمت متعالیه

دوشنبه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۱، ۰۵:۳۴ ب.ظ

هدف​مندی جهان در جهان​شناسی دینی یک اصل مهم است؛ به حدی که در تحلیل ناهمسانی​های جهان​شناسی دینی و جهان​شناسی سکولار همگان آن را یکی از فارق​های اساسی به شمار می​آورند. در حکمت متعالیه مسئله​ی هدفمندی جهان قاعده​ای پذیرفته شده است و از فروع مسئله​ی علت غایی به شمار می​آید1.

مفهوم علت غایی به دو معنا به کار می​رود: «ما لأجله الوجود» و «ما إلی أجله الوجود»؛ به عبارت دیگر «ما لأجله الفعل» و «ما ینته​ی إلیه الفعل»2. «ما لأجله الوجود» که معنای اصلی علت غایی و در واقع علت فاعلیت فاعل است3؛ در اینجا موضوع بحث نیست. اما «ما إلی أجله الوجود» نهایت فعل بوده و از فروع «ما لأجله الوجود» است4. «ما لأجله الوجود» حقیقتاً علت است؛ در حالی که «ما الی أجله الوجود» در حقیقت معلول نهایی و خود غایت است و از این جهت به آن به مجاز علت غایی گفته می​شود که تصور آن و اراده​ی آن توسط فاعل همان «ما لأجله الوجود» است. وقتی از هدفمندی جهان سخن می​گوییم، معنای «ما إلی أجله الوجود» مد نظر بوده و منظور وضع نهایی جهان است5.

حکمای متعالیه به چند طریق بر هدفمندی جهان استدلال کرده​اند6:

  1. مطالعه​ی عالم نشان​دهنده​ی نظم و هدفی برای عالم است7.

  2. تبیین علت غایی و پاسخ به شبهات منکرین.

  3. با استناد به آیاتی از قرآن کریم8، مانند:

یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنْ کُنْتُمْ فی‏ رَیْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ... (الحج : 5)

أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثاً وَ أَنَّکُمْ إِلَیْنا لا تُرْجَعُونَ (المؤمنون : 115)

هُوَ الَّذی ذَرَأَکُمْ فِی الْأَرْضِ وَ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ (المؤمنون : 79) و (الملک : 24).

هدف​مندی جهان تابع چند قاعده است:

  1. هدفمندی در جهان هم کلی است و هم جزیی. به عبارت دیگر، هم کل جهان، به مثابه یک امر واحد هدفمند است و هم اجزای جهان هدفمند است9.

  2. وصول به هدف باید امکان​پذیر باشد10. در واقع غایت از جهتی عارض بر مغیی است11 و بنابر این، وصول مغیی به غایت، به معنای اتحاد غایت و مغیی است.

  3. هر لازم متأخر بر ذات شیء، غایت آن نیست12. این لوازم که حتی اگر مطلوب نباشند، چاره​ای از آنها نیست، سه گونه​اند13:

    1. امور معده برای حصول غایت که مقدم بر غایت​اند.

    2. لازم ملزوم غایت که همراه غایت​اند.

    3. امور مترتب بر وجود غایت که متأخر از غایت​اند؛ چه لازم وجود غایت باشند و چه لازم آن نباشند.

  1. غایت باید امری برتر از مغیی (هدفمند) باشد14.

  2. پاسخ به غایت در برابر پرسش چرایی پاسخ نهایی است15.

  3. غایت نهایی انسان و جهان امری برتر از اکوان خلقی طبیعی است؛ زیرا در غیر این صورت نیاز به غایتی از مرتبه​ی بالاتر داشت16. بنابر این، تا مغیی به غایت خویش نرسیده، حرکت ذاتی آن است و پس از وصول به غایت، از حرکت خواهد ایستاد17.

  4. غایت مترتب بر فعل مستند به غایت فاعل است18. به عبارت دیگر، «ما ینته​ی إلیه الفعل» باید مستند به «ما لأجله الفعل» باشد و این استناد ملازم به هم​سنخی این دو است.

  5. حرکت به سوی غایت، از آن جهت که موجب استکمال مغیی است، خیر است19؛ به اصطلاح امروزین،خیر همان هدف میانی است.

1الأسفار الأربعة، ج‏2، ص‏285؛ لأسفار الأربعة، ج‏7، ص 87؛

2أسرار الآیات، صدرالدین محمد بن ابراهیم شیرازی، ص100، انجمن اسلامی حکمت و فلسفه ایران، بی­چا، 1360

3الأسفار الأربعة، ج‏2، ص268.

4البته آشکار است که غایت به این معنا برای مجردات تعریف نمی​شود.

5درباره​ی هدف غایی خالق جهان سه نظر مهم وجود دارد:

  1. خالق چهان هیچ هدفی نداشته است.

  2. خالق جهان هدفی زاید بر ذات داشته است؛ اما نه برای خود، بلکه برای خود عالم. به عبارت دیگر، همان «ما إلی أجله العالم» هدف خالق بوده است.

  3. خالق جهان هدفی داشته است؛ اما نه زاید بر ذات.

حکمای متعالیه قول سوم را ترجیح داده​اند.

6با این که ملاصدرا وجود علت غایی را بدیهی نمی​داند و نیازمند اقامه​ی برهان از سوی فیلسوف می​داند (الحاشیة على ‏الإلهیات، ص‏251)؛ اما آشکار است که هیچ یک از دلایل ارایه شده، به معنای دقیق برهان، برهان نیستند. به نظر می​رسد علی رغم این سخن ملا صدرا، حکمای متعالیه، به تبع بداهت ضرورت علت برای ممکن، علت فاعلی و غایی را نیز برای ممکن بدیهی دانسته​اند و بیشتر به تبیین این قاعده و پاسخ به اشکالات پرداخته​اند.

7اصول فلسفه، ج‏6، ص‏39.

8أسرار الآیات، ص 98.

9الأسفار الأربعة، ج‏2، ص285.

10الشواهدالربوبیة، ج‏1، ص‏245.

11الشواهدالربوبیة، ج‏1، ص‏77 .

12الأسفار الأربعة، ج‏7، ص 87.

13الأسفار الأربعة، ج‏2، ص266ـ265.

14الأسفار الأربعة، ج‏7، ص 87.

15الأسفار الأربعة، ج‏5، ص320.

16أسرارالآیات، ص97.

17أسرارالآیات، ص101.

18الأسفار الأربعة، ج‏2، ص263 و 272.

19الأسفار الأربعة، ج‏2، ص268.

  • ابوالحسن حسنی

جهان بینی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی