دین، علم و انسان Religion, Science and Human

یادداشت‌ها و مقاله‌های کوتاهی از ابوالحسن حسنی که از کتاب‌ها و مقالات پژوهشی خود برداشت کرده است.

دین، علم و انسان Religion, Science and Human

یادداشت‌ها و مقاله‌های کوتاهی از ابوالحسن حسنی که از کتاب‌ها و مقالات پژوهشی خود برداشت کرده است.

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین نظرات
  • ۲۲ تیر ۹۳، ۱۵:۱۸ - احمد
    عالی
نویسندگان

منشأ نیاز به تفسیر قرآن

شنبه, ۲۴ فروردين ۱۳۹۲، ۱۰:۰۸ ق.ظ

گفته شد که تفسیر به کلام مبهم اختصاص دارد؛ اما ابهامِ کلام از دو ناحیه ممکن است حاصل گردد:

  1. از ناحیه​ی خود کلام: یعنی کلام، خود به گونه​ای باشد که معنا را نتواند القا کند.

  2. از ناحیه​ی مخاطب و فهم کلام: کلام فی نفسه واضح باشد، اما مخاطب به جهتی نتواند معنا را درک کند.

منشأ نیاز به تفسیر قرآن کریم، دست کم در مورد مراد متکلم نمی​تواند از ناحیه​ی ابهام در خود قرآن باشد. این مدعا را با دلایل متعدد، اعم از عقلی و نقلی، می​توان اثبات کرد؛ از جمله:

  1. قرآن کریم کلام خدا برای هدایت بشر است و اگر خداوند معنای کلام خود را واضح بیان نکرده باشد و آن را مبهم رها کند، از آن هدایت حاصل نشده و نقض غرض حاصل می​شود که با حکمت اله​ی سازگار نیست.

  2. اگر متکلم، با اراده و آگاه​ی در صدد ایهام نباشد، منشأ ابهام در کلام یکی از امور زیر است:

    1. عدم شناخت کامل و تام متکلم از موضوع کلام خود؛ لکن ساحت مقدس حق تعالی از این نقص مبرا است و علم او محدود به حدی نیست و او بر همه چیز عالم است.

    2. عدم توان متکلم برای بیان مراد در قالب مناسبی از کلام، با وجود شناخت کامل و تام از موضوع. اما ساحت مقدس حق تعالی از این نقص نیز منزه است و او بر همه چیز توانا است.

    3. عدم توانایی زبان مورد استفاده​ی متکلم برای بیان معنای مورد نظر او. اما خداوند در قرآن کریم تصریح می​کند که زبان قرآن این توانایی را دارد:

      وَ إِنَّهُ لَتَنزِیلُ رَبّ‏ِ الْعَالَمِینَ * نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ * عَلىَ‏ قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنذِرِینَ * بِلِسَانٍ عَرَبىِ‏ٍّ مُّبِینٍ (الشعراء : 192-195)

      این نازل شده​ی پروردگار جهانیان است. روح الامین آن را بر قلب تو به زبان عربی آشکار نازل کرد تا از انذار کنندگان باشی.1

      وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّما یُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانُ الَّذی یُلْحِدُونَ إِلَیْهِ أَعْجَمِیٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِیٌّ مُبینٌ (النحل : 103)

      و البته می​دانیم که آنها می​گویند این آیات را تنها بشری به او می​آموزد؛ زبان کسی که اینان این نسبت را به او می​دهند، عجمی است، ولی این زبان عربی آشکار است.

      بنابر این، ابهام بر قرآن کریم نمی​تواند راه یابد.

  3. در آیات متعدد قرآن کریم، به بیان​های مختلف وجود ابهام در آن انکار شده است:

    یا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَکُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکُمْ نُوراً مُبیناً (النساء : 174)

    ای مردم، از پروردگارتان دلیل روشنی بر شما آمد و به سوی شما نوری آشکار به سوی شما فرو فرستادیم.

    قَدْ جاءَکُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ کِتابٌ مُبینٌ (المائده : 15)

    به تحقیق از خدا نور و کتابی روشن بر شما آمد.

    فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذی أَنْزَلْنا (التغابن : 8)

    پس به خدا و رسول او و نوری که فرو فرستادیم، ایمان آورید.

    تعبیر برهان، نور، مبین و مفاهیم دیگری از این قبیل برای قرآن کریم تنها زمانی درست است که قرآن کریم خالی از ابهام باشد. متن مبهم، برهان و نور و مبین نمی​تواند باشد.

  4. روایات فروانی نیز بیانگر عدم ابهام در قرآن کریم​اند که برای نمونه یک مورد نقل می​شود. امام باقر علیه السلام می​فرماید:

    فَمَنْ زَعَمَ أَنَّ کِتَابَ اللَّهِ مُبْهَمٌ فَقَدْ هَلَکَ وَ أَهْلَک‏.2

    هر کس گمان کند کتاب خدا مبهم است، پس همانا هلاک شده و هلاک می​کند.

با این حال، شکی نیست که مردم در فهم معانی کلام خدا دچار مشکل می​شوند و تفاسیر متباین و ناسازگار از آیه​ی واحد به دست می​دهند و با وجود تلاش​های سخت و طاقت​فرسا، غالباً به زحمت تنها به تفسیری ظنی از کلام حق تعالی دست می​یابند. منشأ این ابهام چیست؟ از آنجا که منشأ این ابهام خود قرآن کریم نمی​تواند باشد، منشأ آن را در مخاطب باید جست؛ به عبارت دیگر، مخاطب مشکلی دارد که نمی​تواند این کلام را به درستی بفهمد.

قرآن نور و بیان و تبیان است و محتجب نیست تا نیاز به کشف حجاب از آن باشد. اما به دو جهت معانی آن از انسان مخفی می​شود:

  1. عدم بصیرت ناشی از جهل و گناه:

    وَ لَا نُکلَِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا وَ لَدَیْنَا کِتَابٌ یَنطِقُ بِالحَْقّ‏ِ وَ هُمْ لَا یُظْلَمُونَ * بَلْ قُلُوبهُُمْ فىِ غَمْرَةٍ مِّنْ هَاذَا وَ لهَُمْ أَعْمَالٌ مِّن دُونِ ذَالِکَ هُمْ لَهَا عَامِلُونَ (المؤمنون : 62 و 63)

    و هیچ کس را جز به اندازه تواناییش تکلیف نمى‏کنیم و نزد ما کتابى است که به حق سخن مى‏گوید و آنان مورد ستم واقع نمى‏شوند. بلکه دل‏هایشان از این در گرداب جهل فرو رفته است و کارهاى دیگری نیز دارند که آنها انجام دهنده​ی آنهایند.

  2. ثقیل بودن معانی قرآنی:

    إِنَّا سَنُلْقِى عَلَیْکَ قَوْلًا ثَقِیلا (المزمل : 5 )

    همانا به زودی سخنی سنگین بر تو الفا خواهیم کرد.

تفسیر علمی است برای رهایی از عامل دوم خفای معانی قرآن کریم. اما ناتوانی مخاطب از فهم کلام حق تعالی در مرتبه​ی اول ممکن است ناشی از عدم فهم اصل منطوق باشد. مخاطب ممکن است با زبان و ادبیات عربی به قدر کافی آشنا نباشد و این مانع از فهم اصل منطوق شود؛ اما ثقل کلام این معنا نیست. بلکه ثقل کلام پس از فهم منطوق پیش می​آید. برای مثال، در منطوق «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد» چندان اختلافی نیست؛ اما در تفسیر آن اختلاف​ها بسیار است. سنگین بودن سخن قرآن از دو جهت است:

  1. قرآن از حقایقی خبر می​دهد که با غیر قرآن امکان علم به آن حقایق وجود نداشت:

    یُعَلِّمُکُمْ ما لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ (البقرة : 151)

    آنچه را نمی​شد شما بدانید، به شما می​آموزد.

    و چون این حقایق با عقل و حس و کشف، دست کم قبل از إخبار قرآن از آنها، درنیافتنی​اند؛ مفسران در فهم مراد حق تعالی دچار اختلاف شده و آرای مختلف ارایه می​دهند.

  2. قرآن کریم از حقایقی نورانی خبر می​دهد که برای قلوب سیاه و محتجب از انوار پاک قدسی درک ناپذیرند و چون غیر از معصومان، به هر حال، گرفتار برخی از حجب، اعم از ظلمانی با نورانی​اند، این قلوب از درک حقیقت معانی عبارات قرآن کریم عاجز می​مانند و ناچار به تحلیل مفهومی روی می​آورند که محدویت​های خاص خود را دارد و از حقیقت بهره​ای ناچیز دارد. در این حال، اضطراب و اشتباه امری دور از ذهن نخواهد بود.



1در این آیه و نیز آیه​ی بعدی تفاوتی نمی​کند که عربی به معنای زبان عربی باشد یا کلام روشن. در هر دو صورت مدعا ثابت است.

2برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، ج1، ص270، دار الکتب الاسلامیه، قم، 1371، چاپ دوم.

  • ابوالحسن حسنی

قرآن

نظرات  (۲)

سلام.
خوشحال میشیم سری به ماهم بزنید.
سلام
خداقوت
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی