دین، علم و انسان Religion, Science and Human

یادداشت‌ها و مقاله‌های کوتاهی از ابوالحسن حسنی که از کتاب‌ها و مقالات پژوهشی خود برداشت کرده است.

دین، علم و انسان Religion, Science and Human

یادداشت‌ها و مقاله‌های کوتاهی از ابوالحسن حسنی که از کتاب‌ها و مقالات پژوهشی خود برداشت کرده است.

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین نظرات
  • ۲۲ تیر ۹۳، ۱۵:۱۸ - احمد
    عالی
نویسندگان

طبیعیات و کمالات مادی

يكشنبه, ۱۹ مهر ۱۳۹۴، ۱۰:۲۲ ب.ظ

طبیعیات و کمالات مادی

طبیعیات قدیم نمی‌توانست در انسان قدرت تصرف در طبیعت و بهره­گیری از ثروت‌های آن را ایجاد کند؛ اما طبیعیات جدید چنین توانایی را دارد. طبیعیات الهی نمی‌تواند از این خیرات بی­بهره بماند، اما جهت تصرف در اینجا الهی خواهد بود. به هر حال، این کارکرد در طبیعیات یکی از کارکردهای بسیار لازم است.

أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ وَ الْفُلْکَ تَجْری فِی الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَ یُمْسِکُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلاَّ بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحیمٌ «الحج : 65» (آیا ندیدی که الله آنچه را در زمین است برای شما تسخیر کرد و کشتی در دریا به امر او روان است و آسمان را نگه می‌دارد تا، جز به فرمان او، به زمین نیفتد. همانا الله نسبت به مردم دلسوزی مهربان است.)

پیشتر آمد که در عبارت «سَخَّرَ لَکُمْ» لام ممکن است به معنای «لأجلکم» باشد و نیز ممکن است به تعدیه یا ملکیت باشد و در تحلیلی که ارایه شد، جمع سه معنا بعید شمرده نشد؛ یعنی «سَخَّرَ لَکُمْ» هم بیان می‌کند که خداوند آسمان‌ها و زمین را تسخیر کرد تا انسان از آن‌ها بهره ببرد و هم بیان می‌کند که خداوند آن‌ها را به تسخیر انسان درآورد. در مباحث پیشین، تأکید روی معنای «لأجلکم» بود؛ اما در اینجا بیشتر به معنای تعدیه و ملکیت متمرکز می‌شویم.

انسان در طبیعت زندگی می‌کند و خواه ناخواه با آن تعامل داشته و به آن توجه می‌کند. انسان در مواجهه­ی با طبیعت تلاش می‌کند از همه­ی طبیعت بهره ببرد و همه­ی آن را به تسخیر خود در آورد؛ زیرا او همه­ی خیر را می‌خواهد «لا یَسْأَمُ الْإِنْسانُ مِنْ دُعاءِ الْخَیْرِ (فصلت : 49)». تسخیر آسمان‌ها و زمین به دست انسان، قدرت و ثروت بسیار زیادی برای انسان به ارمغان می‌آورد.

در آسمان‌ها و زمین ثروت فراوانی وجود دارد و خدای بزرگ در آیات متعدد قرآن کریم به این ثروت‌ها و نعمت‌ها اشاره می‌کند:

أَ لَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ أَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً «لقمان : 20» (آیا ندیده‌اید الله آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمین است برای شما تسخیر کرد، و نعمتهای آشکار و پنهان خود را بر شما گسترده و تمام کرد؟)

أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ ثَمَراتٍ مُخْتَلِفاً أَلْوانُها وَ مِنَ الْجِبالِ جُدَدٌ بیضٌ وَ حُمْرٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُها وَ غَرابیبُ سُودٌ «فاطر : 27» (آیا ندیدی که همانا الله ازآسمان آبی فروفرستاد؛ از آن میوه‌هایی رنگارنگ بیرون آورد و از کوه‌ها راه‌های سفید و سرخ، با رنگ‌های گونه­گون، و سیاه سیاه)

هُوَ الَّذی یُریکُمُ الْبَرْقَ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ یُنْشِئُ السَّحابَ الثِّقالَ «الرعد : 12» (او کسی است که برق را، براى ترس و امید به شما نشان می‌دهد و ابرهاى گرانبار را پدید مى‏آورد)

اما تسخیر طبیعت و قرار دادن آن در مسیر خواسته­های خود، وابسته به میزان آگاهی انسان از طبیعت، عناصر آن و نظام روابط در آن است. در روایتی منسوب به امیرالمؤمنین (عَلَیْهِ السَّلَامُ) آمده است: «العلم‏ سلطان‏ من وجده صال به و من لم یجده صیل علیه‏»1 (علم سلطه است، هر که آن را یافت، با آن حمله می‌برد؛ و هر که آن را نیافت، به وی هجوم می‌برد). بنابر این، او تلاش می‌کند طبیعت را به طور کامل بشناسد. در حکمت عقلانی وحیانی، شأن معرفتی طبیعیات از آن کنده نمی‌شود؛ اما در عین حال، این معرفت در جهت امکان بهره­برداری از نعمات الهی است. چنین حکیمی به شأن آیت بودن و شأن مسبح بودن طبیعت توجه دارد و تصرفاتش در طبیعت با لحاظ این شؤون طبیعت است. در نتیجه امری از امور مادی را کمال و خیر به شمار می‌آورد که در جهت کمالات معنوی باشد.

دانش فیزیک موجود، متأثر از شعار فرانسیس بیکن «علم مساوی با قدرت است»، غایت خود را در تصرف در طبیعت خلاصه کرده و از این جهت، شأن خود را در حدّ فناوری (تکنیک) پایین آورده است. انسان بسیار ضعیف است «وَ خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعیفاً (النساء : 28)» و قدرت خود را در میزان تصرف خود در طبیعت می‌بیند، هر چند ممکن است این نگرش او از روی نادانی باشد، چرا که «إِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولاً (الأحزاب : 72)». به همین جهت، تصرف انسان در طبیعت قابل مقایسه با تصرف هیچ جاندار دیگری در طبیعت نیست. از آنجا که انسان عجول است، بدون توجه به نتایج تصرف خویش، به سرعت حوزه­ی تصرفات خود را افزایش می‌دهد و در نتیجه روز به روز بحران­های زیست محیطی او افزون­تر می­گردد «وَ یَدْعُ الْإِنْسانُ بِالشَّرِّ دُعاءَهُ بِالْخَیْرِ وَ کانَ الْإِنْسانُ عَجُولاً (انسان شرّ را چنان می‌خواند که خیر را چنان خواسته است و انسان بسیار شتابگر است. الإسراء : 11)»؛ یعنی انسان در مصداق کمال و خیر اشتباه کرده و نقص و شرّ را به جای آن برمی­گزیند.

1ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبه الله‏، شرح نهج البلاغة، ج20، ص319، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی‏، قم‏، چاپ اول‏، 1404ق.‏

  • ابوالحسن حسنی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی