دین، علم و انسان Religion, Science and Human

یادداشت‌ها و مقاله‌های کوتاهی از ابوالحسن حسنی که از کتاب‌ها و مقالات پژوهشی خود برداشت کرده است.

دین، علم و انسان Religion, Science and Human

یادداشت‌ها و مقاله‌های کوتاهی از ابوالحسن حسنی که از کتاب‌ها و مقالات پژوهشی خود برداشت کرده است.

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین نظرات
  • ۲۲ تیر ۹۳، ۱۵:۱۸ - احمد
    عالی
نویسندگان

مفهوم فعل در کلام و فلسفه

دوشنبه, ۱۴ بهمن ۱۳۹۲، ۱۲:۴۱ ق.ظ

چنان که در یکی از مطالب پیشین در همین وبلاگ آمده است؛ در مورد انسان، میتوان فعل را، با توجه به کاربردهای آن، چنین تعریف کرد: فعل، صدور1 امری از انسان است که تحقق آن تابع بیواسطهی قصد و اراده بوده و در زمان بودن ذاتی آن باشد2، اعم از این که جوانحی یا جوارحی باشد. اما آشکارا این تعریف نمیتواند شامل افعال الهی، و البته افعال هر مجرد تام دیگر، باشد. بنابر این، باید تعمیمی در این تعریف داد.

در اولین مرتبه، باید قید بالذات زمانی بودن آن را حذف کرد و آن را چنین تعریف کرد: فعل صدور امری از هر موجود ذی شعور ذی اراده است که با اراده ی آگاهانه از او صادر می شود. در این معنا، اختیار ذاتی فعل است. اما موضوع توحید افعالی از این هم فراتر بوده و هر فعل به اصطلاح فلسفی را شامل می شود اگر چه، فعل اختیاری، مسایل مهمی را در توحید افعالی دارد که در جای خود باید بررسی شود. علامه ی طباطبایی مفهوم فلسفی فعل را چنین تعریف می کند: «ماهیت ممکن در تلبس اش به وجود به مرجحی برای وجودش نیاز دارد و عقل شک ندارد که مرجح وجود آن در نسبت با آن وجود، جایگاهی دارد که آن ماهیت آن جایگاه را با وجود خود ندارد. پس برای مرجح یا بخشی از اجزای آن شأنی شبیه اعطاء هست که فعل می نامیم»3. در این تعریف دو نکته قابل توجه است: 1) فعل شأن فاعل شمرده شده و در مفهوم آن اضافه به فاعل لحاظ شده است. 2) فعل با شأنی شبیه اعطا، مفید و معطی وجود است. البته به این تعریف اشکال شده است که با توجه به اصالت وجود، عبارت باید اصلاح شود4. با فرض تساوی مفهوم فعل با مفهوم جعل، این اشکال به سادگی قابل رفع است. مرحوم نراقی جعل را چنین تعریف می کند: «جعل عبارت از ابداع هویت شیء و ذات آن است که [بنابر مبنای اصالت وجود] همان وجود خاص آن شیء است، نه صفتی از صفاتاش»5. قونوی نیز از اصطلاح مؤثریت تعریفی مشابه دارد:

بدان که هر آنچه به مؤثریت در چیزی یا چیزهایی متصف شود، صدقِ اطلاقِ این وصف بر آن شیء (مؤثر) تمام نخواهد بود؛ مگر این که من حیث هو هو [بالذات]، بدون نیاز به لحاظ هر گونه قید دیگری در حقیقت موصوف به تأثیر یا لحاظ هر گونه شرط خارجی، در حقیقت آن چیز تأثیر بگذارد.6

در حقیقت،فعل یک ذات، ظهور و تجلی آن ذات در مرتبه ی متأخر از خود است. صدر المتألهین، با توجه به همین حقیقت، واژه های متعددی از گروه های مختلف، در توصیف فعل حق تعالی ذکر می کند که همه همین معنا را می رسانند: تجلی واحد بر ممکنات، ظهور ثانی بر نفس، نزول وجود واجبی، افاضه، نفس رحمانی، علیت، تأثیر، محبت افعالی.7

در فلسفه، اصطلاح فعل در دو معنای دیگر به کار می رود که از این معنا باید تفکیک گردد: فعل در برابر قوه و فعل در برابر انفعال. علامه طباطبایی فعل در برابر قوه را چنین تعریف می کند:

وجود شیء در خارج، به گونه ای که آثار مطلوب از آن، بر آن مترتب گردد، فعل نامیده می شود و گفته می شود: «وجودش بالفعل است» و امکان پیشین آن [به قبلیت زمانی]، پیش از تحقق اش قوه نامیده می شود و گفته می شود «وجودش بالقوه است».8

فعل در برابر انفعال نیز به تأثیر تدریجی چیزی بر دیگری تعریف شده است.9 علامه نیز آن را با مضمونی مشابه، بههیئت غیر قارّ حاصل در شیء مؤثر، ناشی از تأثیرش، مادام که در حال تأثیر است، تعریف می کند.10

هم چنین، جعل به بسیط و مؤلف تقسیم می شود.11 تعریف یاد شده از جعل، هم چون تعریف علامه از فعل، تنها شامل جعل بسیط می شود. عدم توجه به این مشترکات لفظی، باعث پیدایش شبهاتی در توحید افعالی شده است.

1دقت شود که در متون فلسفی، صدور به معنای ایجاد است، نه به معنای لغوی آن، خروج از محدوده ی احاطه ی چیزی، که در برابر ورود است. اساساً چنین نکته‌ای، به جهت وضوح، نیاز به تذکر ندارد. اما از آنجا که برخی استعمال این واژه در متون فلسفی به معنای لغوی پنداشته و با این پندار فلسفه را نقد کرده‌اند (برای نمونه ن ک: میلانی، حسن، فراتر از عرفان، ص202 و203، انتشارات عهد، چاپ اول، 1382)، رفع ابهام لازم می آید. باید توجه داشت که استعمال الفاظی چون صدور، ترشح و فیضان در توصیف علیت، و مانند آن‌ها در مباحث فلسفی، به معانی عرفی، با مبانی فلسفه ناسازگار است و این استعمال به عنوان مجاز یا منقول یا مرتجل است.

2به این جهت است که مفاهیم دالّ بر فعل باید به زمان آن نیز دلالت کنند.

3طباطبایى، سید محمد حسین، ‌نهایة الحکمة، ص221، مؤسسة النشر الاسلامی، چاپ پانزدهم، 1420ق.

4مصباح یزدی، محمد تقی، تعلیقة علی ‌نهایة الحکمة، ص253، مؤسسة فی طریق الحق، چاپ اول، 1405ق.

5نراقی، محمد مهدی (ملا)، قرة العیون، ص199، انجمن شاهنشاهی فلسفه ایران، بی چا، 1357. دقت شود که جعل، به حسب مفهوم، نفس ابداع است، نه شیء ابداع شده.

6قونوى، صدرالدین، رسالة النصوص، ص19، نرم افزار نور عرفان.

7الأسفار الأربعة فی الحکمة المتعالیة، ج‌2، ص 357.

8نهایة الحکمة، ص249.

9سبزواری، هادی (حاج ملا)، شرح غرر الفوائد یا شرح منظومه حکمت، ص186 و 586، دانشگاه تهران، بی چا، 1369.

10نهایة الحکمة، ص174.

11شرح غرر الفوائد یا شرح منظومه حکمت، ص86 و نیز: حسن زاده آملی، حسن، الجعل و العمل الضابط فی الرابطی و الرابط، ص10، انتشارات قیام، چاپ اول، سال 68.

  • ابوالحسن حسنی

مفاهیم

نظرات  (۱)

  • فاطمه خلیلی
  • دایی حسن چرادیگه به وبلاگم سرنمی زنی؟؟؟
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی