مصلحت حفظ عقل در شریعت با نگاه تمدنی 1
مصلحت حفظ عقل در شریعت با نگاه تمدنی
چکیده:
عقل در نظام معرفتی اسلام، برترین جایگاه را دارد، به گونهای که در برخی روایات، جایگاه عقل برتر از جایگاه دین معرفی شده است. در آثار برخی فقیهان حفظ عقل جزء مصالح عالیهی (برتر) شرعی به شمار آمده است؛ بدون آنکه تحلیل روشنی از این مصلحت ارایه شود. هم چنین، از آنجا که این مقاله در چارچوب فقه نظام نگاشته شده، به جای مفهوم «مصلحت حفظ عقل» از «سیاست توسعهی عقل» سخن میگوید. بر این اساس، مسئلهی این پژوهش تبیین فقهی سیاست توسعهی عقل با نگاه تمدنی است. در این مقاله ابتدا با بررسی تاریخی نگاه فقیهان به عقل، در فقه و اصول فقه، تصویری از نگاه آنان به عقل ارایه شده که در برخی موارد خلاف انتظار بود و سپس با تحلیل مفهوم عقل و آیات و روایات مربوطه، عقل معناشناسی شده و نسبت آن با جنون و جهل به دست آمده است و در نهایت با نگاه به ادلهی نقلی و تحلیل آنها، مفهوم توسعهی عقل و سیاست توسعهی عقل تبیین شده و این سیاست به عنوان یک سیاست کلان شرعی تثبیت شده و اجمالاً بر مسایل تمدنی، با نگاه به آراء امام خامنهای تطبیق شده است.
کلیدواژگان: عقل، سیاست توسعهی عقل، فقه، تمدن، تمدن اسلامی
مقدمه
مضمون رسالت، شکل دادن و جهت دادن و قالب بخشیدن به همهى تلاشهاى انسانى است[1] و شریعت، تبیین مدیریت زندگی در چارچوب آن است. انزال شریعت بدون مقدمات تکوینی نیست. از جملهی مقدمات تکوینی، زمینههای فطری پذیرش شریعت الهی است. از مهمترین زمینههای فطری، قوای معرفتی انسانی است. انسان بالفطره مدعایی را میپذیرد که عقلاش پذیرای آن باشد. بنابر این، حفظ عقل از مهمترین سیاستهای شریعت باید باشد؛ زیرا بدون آن اساساً برای پذیرش شریعت زمینهای وجود نخواهد داشت. از سوی دیگر، تحقق شریعت تنها در حدود مقدمات اجتماعی و محیطی مناسب ممکن است. تحقق کامل شریعت تمدن اسلامی ممکن خواهد بود. در واقع، تا زمان تحقق تمدن اسلامی، مهمترین سیاست شرعی، تحقق این تمدن و پس از آن حفظ و توسعهی تمدن اسلامی است. مسئلهی این پژوهش با ملاحظهی دو نکتهی یاد شده طرح میشود. مصلحت حفظ عقل در فقه با نگاه تمدنی چگونه تبیین میشود؟
این مسئله از دو جهت مهم است. از سویی، چنین مسئلهای میتواند در مسیر حرکت به سمت تمدنسازی اهمیت زیادی دارد و نیز تحلیلهای فقهی را به سمت نظامسازی سوق میدهد. از سوی دیگر، از آنجا که تاکنون مصلحت حفظ عقل تنها در حد اشاره مورد توجه فقیهان بوده، طرح تفصیلی این مصلحت، آن هم در قالب یک سیاست شرعی میتواند در پژوهشهای فقهی آینده مؤثر واقع شود. تأثیر سیاست حفظ عقل فقط به تمدنسازی، یعنی آیندهی دور محدود نمیشود؛ بلکه کاربردهای جاری آن جلوهی بیشتری دارد. کاربرد این سیاستها در سیاستگذاری شرعی و مدیریت فقهی بسیار مهمتر است. اساساً «سیاستگذاری استوار بر شریعت» میتواند بر پژوهشهای فقهی آینده تأثیر اساسی گذاشته و حتی معیاری پرقوت برای قضاوت دربارهی پژوهشهای فقهی گذشته به شمار آید. هدف نزدیک این پژوهش تبیین مصلحت حفظ عقل در قالب یک سیاست کلان شرعی است و هدف دور آن تبیین یک راهبرد برای حرکت به سمت تمدن اسلامی است.
در باب تمدن اسلامی آثار بسیار وجود دارد که از حد احصاء در این مقدمه خارج است. گرچه با تأکید امام خامنهای بر تمدن اسلامی، پژوهش در باب این مسئله رشد زیادی پیدا کرده است، اما سابقهی توجه به این مسئله به پیش از انقلاب اسلامی برمیگردد.[2] با این حال، سیاستگذاری بر اساس شریعت توجه خاصی دیده نمیشود، با اینکه رهبری معظم انقلاب اسلامی به آن نیز اشارههای مکرر دارد. برای نمونه، در جایی میگوید:
تلاشهایی که انسانها میکنند، بعضی مربوط به مسائل شخصی آنها است که بخش کوچکتری از فعّالیتهای انسانی را شامل میشود، مثل معیشت و معنویّت و عواطف و ارتباطات شخصی آنها با این و آن. اما بخش بزرگتر فعّالیتهای انسانی، فعّالیتهایی است که در صحنهی جامعه با تلاش جمعی صورت میگیرد، که به آن «سیاست» میگویند؛ سیاستهای اقتصادی، سیاستهای اجتماعی، سیاستهای نظامی، سیاستهای فرهنگی، سیاستهای مدنی، سیاستهای بینالمللی. اینها بخش عمدهی تلاش انسانها در زندگی خود است. چرا عمده است؟ چون این سیاستها در واقع افراد را در فعّالیتهای شخصی خود به سمت و سوی خاصّی میکشاند. عمدهی تلاش انسان، تلاش کلانی است که جهتگیریهای کلّی فعّالیتهای شخصی و ریز و کوچک را هم جهت میدهد. دین، به هر دو صحنه مربوط میشود؛ هم صحنهی تلاشهای فردىِ انسان، هم صحنهی سیاست که صحنهی بسیار گسترده و وسیعی برای زندگی انسان است.[3]
هم چنین، با اینکه در سالهای اخیر توجه به مصالح شرعی و مقاصد شریعت رشد داشته است، اما باز به مصلحت حفظ عقل توجهی نشده است.
در این مقاله ابتدا تلاش میشود با مراجعه به آیات و روایات، تصویری از عقل به دست آید و مصلحت حفظ عقل را بر اساس آموزههای وحیانی تبیین شود. پس از آن به نسبت عقل و تمدن پرداخته شده و در نهایت مصلحت حفظ عقل با نگاه تمدنی تبیین میشود.
[1] بیانات در حرم حضرت على بن موسى الرّضا (عَلَیْهِ السَّلَامُ) در روز عید سعید غدیر خم، 12/ 12/ 1380.
[2] گرچه برخی از آنها، به اصطلاح امروز مقالات علمی پژوهشی به شمار نمیآیند، اما مقالاتی قابل توجهاند. برای نمونه در نقد تمدن غربی این مقاله قابل توجه است: رضازاده شفق، تمدن دارد میمیرد، مجلهی ایرانشهر آذر 1305 شماره 8 و ۹؛ و در تبیین تمدن اسلامی این مقاله قابل توجه است: محمدجواد باهنر، پایهی استوار تمدن، مجلهی درسهایی از مکتب اسلام شهریور 1340 شماره۷.
[3] بیانات در حرم حضرت على بن موسى الرّضا (عَلَیْهِ السَّلَامُ) در روز عید سعید غدیر خم، 12/ 12/ 1380.
- ۰۴/۱۰/۲۳



