انسان، عقل و دین Human , intellect and Religion

فعالیت‌های ابوالحسن حسنی در حوزه‌های علوم فقهی و علوم حِکمی

انسان، عقل و دین Human , intellect and Religion

فعالیت‌های ابوالحسن حسنی در حوزه‌های علوم فقهی و علوم حِکمی

انسان، عقل و دین  Human , intellect and Religion

خداوند در دین اسلام چگونگی یک زندگی کامل و جامع خداپسندانه را برای همه‌ی افراد بشر، در هر شرایط زمانی، جغرافیایی، اجتماعی و فردی ترسیم کرده است و از بندگان خویش خواسته است تا آن گونه زندگی کنند؛ زیرا جز با آن به رستگاری نمی‌توانند برسند. اگر انسان آن گونه که خدا پسندیده، زندگی کند، حقّ تعالی نیز سفره‌ی نعمت‌های خویش را بر آنان می‌گسترد و به آنان آرامش عطا می‌کند که از بزرگترین نعمت‌ها است. با نگاهی به مفاد قرآن کریم و نیز روایات رسول خدا (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) و اهل بیت او (عَلَیْهِمُ‏ السَّلَامُ‏) می‌توان دریافت که در این نحوه زندگی همه‌ی ابعاد فیزیولوژیکی، روانی و اجتماعی مورد توجه بوده و همه‌ی قوای انسانی، مانند قوای معرفتی چون عقل، خیال و حس یا قوای انگیزشی گرایشی چون زیبادوستی، عواطف غریزی و شهوانی در جای خود به کار گرفته می‌شوند. در این نحوه زندگی برای باورها، عقاید، ملکات نفسانی، احساسات، حالات، دانستن‌ها، شناختن‌ها، فهمیدن‌ها، گرایش‌ها، روابط، موقعیت‌ها، نقش‌ها، جبهه‌بندی‌ها، اراده‌ها و حرکت‌های انسانی برنامه و قانون هست. به همین جهت است که می‌توان این دین را سازگار با فطرت انسانی دانست و ادعا کرد راه حل گره‌ها، پیچیدگی‌ها و دشواری‌های حیات انسانی در این دین یافت می‌شود.
انسان از فطرت الهی برخوردار است. او با عقل ارزشمندی برخوردار است که به او اجازه می‌دهد بین خیر و شر تشخیص دهد و راه حق را انتخاب کند. عقل هدیه‌ای از خداوند است و بقای انسانیت و رشد آن وابسته به استفاده‌ی بهینه از آن است. عقل انسان، به او امکان می‌دهد تا اعمال و افعال خود را با توجه به معیارهای دینی و اخلاقی انتخاب کند. اما در عین حال، وحی به او کمک می‌کند تا عقل خود را به حداکثر ظرفیت ممکن به کار ببرند و از توهمات و خطرات خطاها دوری کنند.

چند سالی بود که این وبلاگ راکد مانده بود. اخیرا به همت جناب حجت الاسلام طالعی یزدی که از طلاب پرتلاش‌اند، دوباره این وبلاگ فعال شده است و از ایشان تشکر وافر دارم.

ابوالحسن حسنی

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
بایگانی
آخرین نظرات
نویسندگان

سیاست توسعه‌ی عقل در فقه فضای مجازی 6

دوشنبه, ۲۱ بهمن ۱۴۰۴، ۰۸:۰۸ ق.ظ

عقل و فضای مجازی

تأثیر فضای مجازی در زندگی انسانی

در مرتبه‌ی عقل اجتماعی و فطری، در برخی از سنت‌ها عقل رشد می‌یابد و با رشد آن انسان به والایی می‌رسد و در برخی از سنت‌ها در برخی جهات یا حتی به صورت کلی به محاق می‌رود که قرآن کریم از آن سنت‌ها به جاهلیت یاد می‌کند:

أَ فَحُکْمَ الْجاهِلِیَّةِ یَبْغُونَ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُکْماً لِقَوْمٍ یُوقِنُون‏ (المائدة : 50)

آیا به قانون جاهلیت گرایش دارند، ولی برای گروهی که یقین دارند، کدام قانون‌گزار بهتر از خدا است؟

مکانیسم عمل سنت‌ها چیست؟ برای توضیح این نکته مقدمه‌ای در توصیف حیات انسانی لازم است. در اینجا مراد از «حیات انسانی» یک اصطلاح زیست‌شناسی نبوده و مراد از آن تنها زیست طبیعی انسان نیست. این ترکیب یک اصطلاح انسان‌شناسانه است. این مفهوم به حیات یک انسان به عنوان انسان، برای خود و برای دیگری اشاره دارد؛ آن هم با تکیه بر ویژگی‌هایی از یک انسان که ملاک «کَسی» بودن «او» است. حیات انسانی سرشار از باورها، عقاید، ملکات نفسانی، احساسات، حالات، دانستن‌ها، شناختن‌ها، فهمیدن‌ها، گرایش‌ها، روابط، موقعیت‌ها، نقش‌ها، جبهه‌بندی‌ها، اراده‌ها و حرکت‌ها است. حیات انسانی در یک زمینه است: زمینه‌ای که یک سوی آن طبیعت، سوی دوم جامعه‌ی انسانی و سوی سوم ماورای طبیعت است. انسان در این زمینه، خود را میان تضادها می‌یابد. تضادهایی که ناچار به انتخاب از میان آن‌ها و حرکت در میان آن‌ها است. کمال و نقص حیات انسانی وابسته به این انتخاب‌ها است:

وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها * فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها ( الشمس : ۷ و ۸)

و سوگند به خود (نفس، جان) و آنچه بسامانش کرد * پس به او پلیدى‌اش و پرهیزگاری‌اش را الهام کرد.

اکنون می‌توان از مکانیسم تأثیر سنت‌ها بر عقل سخن گفت. از کارویژه‌های سنت‌ها در حیات انسانی می‌توان به امور زیر اشاره کرد:

۱) معنا دادن به مجموعه‌ی مؤلفه‌های حیات انسانی در چارچوب‌هایی با عناوین سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، معرفتی و مانند آن‌ها. تحلیل پدیده‌های پیچیده و مرکب نیز وابسته به موضع مکتبی است. پدیده‌های پیچیده و مرکب را نمی‌توان با یک مفهوم یا یک تعریف ساده شناخت. شناخت تفصیلی این پدیده‌ها با مجموعه‌ای از مفاهیم مرتبط با هم ممکن است که از آن پدیده پیچیده و مرکب تصویر و الگویی در ذهن درست می‌کند. این الگو در طرح مسئله (طرح مشکل در قالب پرسش) نقش بسیار زیادی دارد. این نکته نیاز به توضیح بیشتر دارد. تبیین معنا در دو مرتبه انجام می‌شود. در مرتبه‌ی اول تنها اجمالی از موضوع روشن می‌شود؛ اما در مرتبه‌ی دوم موضوع از منظر مکتبی تبیین می‌شود. برای نمونه، مفهوم آزادی یک مفهوم بدیهی است؛ اما اختلاف نظر در تعریف آن بسیار زیاد است؛ اما این اختلافات ناشی از ابهام در موضوع نیست؛ بلکه ناشی از اختلاف مبانی معرفتی و ارزشی است. اساساً این نوع تعریف‌ها برای روشن کردن موضوع نیست. برای نمونه، تعریف هایدگر از آزادی به «مشارکت در انکشاف صور واقعی امور» و تعریف هگل از آن به «ضرورت دگرگون شده»[1] بیشتر ابهام دارد، تا خود مفهوم آزادی. کارویژه‌ی تبیین معانی تنها روشن کردن موضوع نیست. در این نوع تعریف‌ها، نظریه‌پرداز مواضع معرفتی و ایدئولوژیک خود را به صراحت در تعریف پیشنهادی خود لحاظ می‌کند؛ بنابر این، این تعریف‌ها موضع نظریه‌پرداز نسبت به موضوع را روشن می‌کنند؛ نه خود موضوع را. مسئله‌ی سقط جنین نیز یکی از مشکلاتی همیشگی جامعه‌ی بشری است. بسیاری آن را یک فعل ناپسند به شمار آورده و حتی مجازات قانونی برای آن در نظر گرفته‌اند؛ چنان که در آرای فقهی اسلامی دیده می‌شود. در فقه جنین (بعد از ولوج روح) به نفس محترمه‌ی انسانی تعریف می‌شود. بنابر این، فقیهان سقط جنین را گونه‌ای قتل نفس به شمار می‌آورند و روشن است که هیچ مکتبی نمی‌تواند قتل نفسِ بی‌گناه را تجویز نماید. اما برخی گروه‌های فمینیستی این کار را ناپسند نمی‌بینند. گروه‌ها جنین متولد نشده را انسان به شمار نمی‌آورند؛ بلکه جزء بافت بدن مادر به شمار می‌آورند که البته بافتی اضافی است و برآنند که زنان مالک جسم خویش هستند و اگر جنین موجود در رحم خود را مانع آسایش و رفاه ببینند، به سادگی می‌توانند آن را از میان بردارند.[2] از تعریف جنین روشن است که پاسخ‌های دو طرف به مشکلِ سقط جنین چه خواهد بود. چنین نظام‌های مفهومی را می‌توان «عقلِ جامعه» نامید که جهان را برای افراد آن جامعه منکشف می‌سازد؛ چنان که آیت‌الله خامنه‌ای بیان می‌کند: «فرهنگ به مفهوم عقلیت یک جامعه است»[3].

۲) تعریف جایگاه تک تک آن مؤلفه‌ها در حیات انسانی در نظام اجتماعی. برای نمونه، مؤلفه‌ی اقتصاد در زندگی انسانی هدف به شمار می‌آید یا خود وسیله‌ای است در راستای هدفی دیگر.

۳) تعریف نحوه‌ی زندگی درست با تعریف «درستی» در هر یک از مؤلفه‌های هویّتی حیات انسانی در قالب سنن اخلاقی، اصول مدیریت، آداب و رسوم اجتماعی و قوانین رسمی.

۴) شکل دادن به ذائقه‌های هنری و زیباشناختی.

سنت‌ها نظامی از عقاید، ارزش‌ها، قوانین و مقررات و... برای موقعیت‌ها و نقش‌های اجتماعی تعریف می‌کند و برای بسیاری از اشیاء، زمان‌ها و مکان‌ها نیز هویت اجتماعی تعریف می‌کند. در درون این نظام، نظام معنای عمل تعریف می‌شود و از هر موقعیت اجتماعی نقش‌های مورد انتظار در قالب رفتارهای فیزیکی تعریف شده انتظار می‌رود و تخلف از آن را نابهنجاری می‌انگارد. مردم یک جامعه در جریان جامعه‌پذیری و فرهنگ‌پذیری با این نظام آشنا می‌شوند و با همان نظام مفهومی جهان پیرامون خود را می‌فهمند. از این جهت است که از فرهنگ به عنوان قدرت نرم یاد می‌شود که جنس آن، نه از سنخ وادار کردن، بلکه از جنس اقناع است.[4] روشن است که بر این اساس، سنت‌ها جهت‌دهنده‌ی ذهنیت‌های انسان و یک عامل عمده و تعیین‌کننده‌ی رفتارهای فردی و اجتماعی‌اند. برای نمونه، مفهوم محوری ولایت در نظام مفاهیم سیاسی فقهی و مفهوم محوری قدرت در نظام مفاهیم سیاست مدرن سیاست را در حیات انسانی معنا می‌کنند. جهان سیاست اگر با محوریت مفهوم ولایت دیده شود، چهره‌ای دارد و اگر با محوریت مفهوم قدرت دیده شود، چهره‌ای دیگر. محوری که غایت آن تقریب به حقیقت باشد، عقلانیت دارد و محوری دیگر جاهلانه است.

علاوه بر سنت‌ها، شیوه‌های زندگی نیز در توسعه و تضییق عقل تأثیر زیادی دارد. به سادگی می‌توان تأثیر شیوه‌ی زندگی در سرزمین‌های مختلف بر رشد عقل و تمدن را دید. حتی برخی شیوه‌های زندگی می‌تواند در عقل طبیعی ایجاد اختلال کند. به آسانی می‌توان این اختلال را در شیوه‌هایی از زندگی که با مصرف مسکرات، روانگردان‌ها و مواد مخدر همراه است، دید. در روایات معصومان (عَلَیْهِمُ السَّلَامُ) توصیه‌های بهداشتی و تغذیه‌ای زیادی برای حفظ این سطح از عقل و رشد آن داده شده و شیوه‌هایی از زندگی پیشنهاد شده که در آن عقل طبیعی حفظ شود.

فضای مجازی در ارتباط با حیات انسانی از چند جهت مؤثر واقع شده است. از سویی شیوه‌ی زندگی را تغییر داده و شیوه‌هایی از زندگی ایجاد کرده است که برای گذشتگان نه چندان دور جز به عنوان سحر و جادو قابل تعریف نبود. شدت تغییری که فضای مجازی در زندگی انسان امروز ایجاد کرده، به حدی است که در حد تغییر سنت‌ها می‌توان از آن یاد کرد. فضای مجازی، در کنار ابزار دیگر  از سویی موجب پیدایش سنت‌های جدیدی را در زندگی انسانی شده و از سویی دیگر سنت‌های سرزمین‌های دوردست را به هم معرفی کرده و البته موجبات تسلط برخی از سنت‌ها به برخی دیگر را فراهم کرده است.

عواملی در فضای مجازی که موجب تغییر شیوه‌ی زندگی شده است می‌توان به موارد زیر اشاره داشت:

۱) امکان ارتباطات میان‌فردی صوتی تصویری با حذف فواصل زمانی مکانی: این ارتباطات با ابزارهایی چون شبکه‌های اجتماعی یا پست‌های الکترونیکی شکل‌های مختلفی پیدا کرده‌اند.

۲) تغییر اساسی در زبان با ایجاد واقعیت‌های عجیب جدید: تغییرات زبانی ناشی از فضای مجازی شکل‌های مختلفی دارند، مانند توسعه‌ی حوزه‌ی مصداقی واژگان، وضع معانی جدید از فضای مجازی برای واژگان گذشته یا حتی وضع واژگان جدید و در نهایت ایجاد ترکیبات جدیدی که برای گذشتگان هیچ معنایی افاده نمی‌کند. ترکیب ساده‌ای مانند «این بازی را نصب کن» نه تنها برای پیشینیانی چون سعدی و فردوسی، بلکه برای متأخرانی چون دهخدا، دکتر معین و شهریار نیز چیزی جز قطاری از کلمات نامربوط نیست. این جدا از معنای کدهای برنامه‌نویسی است که اساساً با زبان‌های معمول کاملاً متفاوت است.

۳) ایجاد میدان‌هایی جدید برای افعال معمول انسانی: برای نمونه افعالی چون بازی کردن یا نوشتن یا انتشار یک متن مکتوب و مانند آن‌ها در این میدان جدید صوری یافته که اساساً در زندگی پیش از فضای مجازی قابل درک نبود. فرض کنید یک انسان صد سال پیش چنین حرکاتی را می‌دید: حرکات نویسنده‌ای که مقاله‌اش را در لپ‌تاپ تایپ می‌کند، حرکات نوجوانی که در حال یک بازی مهیج رایانه‌ای است یا به ویژه حرکات فردی در خیابان که با بلوتوثی در گوشش با کسی با صدای بلند صحبت می‌کند. طبیعی است که از نظر فرد صد سال پیش این انسان‌ها جز دیوانگانی بیش نیستند و اگر آن فرد بتوان فهماند که پشت این حرکات معنایی است زندگی امروزی را چیزی جز سحر نخواهد دید.

۴) پیدایش اشیایی جدید در زندگی انسانی: اشیاء مجازی نه فیزیکی‌اند و نه ماوراء طبیعی و حتی در فضای مجازی با «اشیایی» مواجه‌ایم که نمی‌دانیم آیا می‌توانیم به آن‌ها «شیء» اطلاق کنیم یا نه، به عنوان مثال ساده، آیا نشان‌گر موشواره شیء است یا نه؟ ابزارهایی که به متن بیشتر شبیه‌اند تا به ابزار، اما ابزارند. همچون متن با نوشتن ایجاد می‌شوند و قابل نسخه‌برداری و تکثیرند، اما کاربر آن‌ها را نمی‌خواند، بلکه آن‌ها را به کار می‌برد.

۵) تحول فوق‌العاده در مقولات اساسی زندگی اجتماعی: مقولاتی چون سیاست، اقتصاد، فرهنگ، امنیت، تفریح، دانش، بهداشت و حتی مقولاتی چون  ارتباطات میان فردی، خانوادگی، جرم، جنگ و تهدید با پیدایش فضای مجازی تغییرات اساسی یافتند. برای ارتباطات میان فردی، فضایی به نام «پی وی» (فضای خصوصی) تعریف شد. صله‌ی رحم در گروه‌های فامیلی در بستر پیام‌رسان‌ها صور جدیدی یافت که اساساً پیشتر قابل تصور نبود. نوشتن با حروف انگلیسی در میان همه‌ی ملل مرسوم شد. حمله‌ی اتمی استاکس‌نت در بستر فضای مجازی ممکن شد. فضای مجازی مسایل پورنو را به شدت گسترش داده و عمومی کرد. سرعت رشد شایعات، گردش اطلاعات، فضای معاملات و بازارهای جدید و مانند آن‌ها در فضای مجازی ایجاد شد.

۶) پیدایش مشاغل جدید: فضای مجازی و اشیاء مرتبط با آن موجب پیدایش مشاغل متنوع و بسیاری در جهان شد؛ مانند برنامه‌نویسی، اینفلوئنسری (تأثیرگذاری) در شبکه‌های اجتماعی، خدمات مختلف فضای مجازی و مانند آن‌ها.

۷) تحول در وضع عمومی بهداشتی و پزشکی: فضای مجازی موجب پیدایش بیماری‌هایی مانند اعتیاد به اینترنت شده و در هوش عاطفی، هوش هیجانی، هوش معنوی و دیگر ابعاد هوش تأثیر منفی گذاشته است یا در گسترش بیماری‌های ناشی از عدم تحرک، چشم، ستون فقرات و مثانه نقش روشنی دارد.

۸) و تحول در امور دیگر.

با توجه به چنین تحول‌هایی در شیوه‌ی زندگی، جوامع مختلف خود را ناچار از تدوین سنن جدیدی برای زندگی دیدند و البته به صورت ارتکازی و شاید تا حد زیادی ناخودآگاه سننی نیز در جوامع مختلف شکل گرفت. بشر امروز یا سازنده‌ی فضای مجازی است یا به آن پرتاب شده و ناچار در فضای آن می‌زید. بشری که سازنده‌ی فضای مجازی است، تا حد زیادی در ساخت این سنن نقش دارد یا دست کم پیش‌بینی‌های لازم درباره‌ی آن‌ها را دارد. اما جوامع شرقی، از جمله جوامع مسلمان، در ساختن فضای مجازی نقشی نداشته‌اند و بلکه اساساً محتوای غالب فضای مجازی و نحوه‌ی حضور آن در زندگی عمومی مردم چنان نیست که مسلمانان چندان رضایتی از آن داشته باشند. با این حال، سلطه‌ی فضای مجازی چنان است که همه‌ی جهان را، طوعاً أو کرهاً، به درون خود کشید و آنان را ناچار کرد به زندگیِ پیوسته به فضای مجازی، دست کم به برخی از عناصر آن، تن دهند. به ندرت کسانی نیز یافت می‌شوند که خود را از فضای مجازی دور نگه داشته‌اند، اما به ناچار رهبانیت در پیش گرفته‌اند که سنتی مطرود در اسلام است: «لَا رَهْبَانِیَّةَ وَ لَا سِیَاحَةَ»[5] (نه رهبانیت و نه دوری از شهرها). به همین جهت، تأثیر فضای مجازی در جوامع شرقی، اغلب ناخودآگاه یا بدون پیش‌بینی‌های لازم بوده و نیز با سنن پذیرفته شده‌ی پیشین تعارض دارد و این نکات موجب چالش‌های بسیاری در این جوامع شده است.

از مجموع مباحث یاد شده می‌توان اهمیت سیاست شرعی توسعه‌ی عقل را در فقه فضای مجازی درک کرد. اما مباحث یاد شده تا حد زیادی نظری بوده و ناظر به وضع واقعی فضای مجازی نبود. لازم است به صورت کوتاه به وضع موجود فضای مجازی و تعامل آن با عقل اشاره‌ای شود.

حکمرانی غربیان، سردمداران جاهلیت مدرن، بر فضای مجازی از جهات مختلف بر آن مشهود است. از نظر فنی کلید اصلی اینترنت در اختیار آمریکا است. آیکان که در آمریکا مستقر است، از مهم‌ترین نهادها در فرآیند حاکمیت اینترنت است و مسئولیت تخصیص آدرس‌های اینترنتی به همه وب‌سایت‌ها، سرورها و سیستم‌های کامپیوتری موجود در جهان و مدیریت سیستم تعیین دامنه‌ها (DNS) برعهده آیکان است.[6] گرچه خبرهایی مبنی بر جهانی‌سازی آیکان وجود دارد،[7] اما این امور از نفوذ آمریکا نمی‌کاهد. بسیاری از سایت‌های مهم و جهانی تحت سیطره‌ی آمریکا و قوانین آمریکا اداره می‌شوند، مانند گوگل، اینستاگرام، جی‌میل، توئیتر و غیره. سلطه‌ی آمریکا و تا حدی اروپا بر جریان رسانه‌ای و خبررسانی جهانی نیز در فضای مجازی کاملاً جلوه‌گری می‌کند. جریان سلطه‌ی جاهلی علاوه بر روش‌هایی چون انحصار اطلاعات، انفجار اطلاعات، تنظیم اطلاعات، ارایه‌ی اطلاعات دروغ و مانند آن‌ها، تلاش می‌کند تا الگوهای مفهومی، نظام اندیشه و نیز ذائقه‌های زیباشناختی را تغییر دهد. در این میان، سه سیاست کلان برای توسعه‌ی جاهلیت خود در پیش گرفته است که پیامد آن‌ها می‌تواند اثر منفی شدید در عقل باشد و چنان که از روایات نقل شده روشن است، با زوال عقل، دین هم زایل می‌شود:

۱) ایجاد انحراف در گرایش‌های فطری مانند معنویت‌گرایی، اخلاق‌گرایی، کمال‌جویی، زیباگرایی، علم‌گرایی، نیاز به تکریم شخصیت و مانند آن‌ها؛

۲) انحراف در گرایش‌های طبیعی لذت‌جویی، نیاز به زندگی اجتماعی، رقابت‌جویی، حس کنجکاوی، مرگ‌گریزی و میل به جاودانگی، محبت‌پذیری و جلب توجه، تنوع‌طلبی،  و مانند آن‌ها؛

۳) تحریک گرایش‌های نفسانی مانند قدرت‌طلبی، لذت‌محوری، حرص و طمع، برتری‌طلبی، خشونت‌طلبی، راحتی‌طلبی و مانند آن‌ها.[8]

گرچه در این میان، جریان‌های دینی تلاش کرده‌اند از همین فضا برای توسعه‌ی عقل در برابر جهل مدرن بهره بگیرند و انصافاً تلاش بسیار و جهادی در این خصوص داشته‌اند، اما به هر حال، حکمرانی غرب بر فضای مجازی همواره این افراد را تهدید کرده است. سیاست توسعه‌ی عقل ایجاب می‌کند جریان دین‌مدار در اولین مرحله در فضای مجازی یک حوزه‌ی حکمرانی ایجاد کند؛ به تعبیر دیگر اینترنتی داشته باشیم که بستن یا بازکردن آن دست خود این جریان باشد و پس از آن ابزارهای فرهنگی و سیاست‌های مربوط به اداره‌ی این فضای حکمرانی و نیز سیاست‌های مربوط به تعامل آن با فضاهای مجازی رقیب با لحاظ سیاست توسعه‌ی عقل انجام شود. تحلیل مفصل در این باره نیازمند مباحث مفصلی است که از گنجایش این مقاله خارج است.



[1]     استیون نانسی، مقدمات سیاست: ص118.

[2]     محمد نوذری فروسیه، سقط جنین در حقوق اسلامی و فمینیسم، ص48، مجله کتاب زنان، ش28، 1384.

[3]     امام خامنه‌ای، دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی (۱۳۷۷/۱۰/۱۵).

[4]     حسین پوراحمدی، جنگ نرم و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران: ص297.

[5]     ابو جعفر احمد بن محمد بن خالد برقی، ‌المحاسن: ج1، ص287.

[8]     برای مطالعه‌ی مفصل‌تر در این باره رک: محمد کهوند، شبکه‌ی عنکبوتی، روش‌های جذب، نفوذ و تأثیرگذاری در فضای مجازی: ص۱۵۵ تا ۱۸۸.

  • ابوالحسن حسنی

از دیدن نظرات شما خوشحال می‌شوم (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی