تفسیر قرآن به قرآن
حجیت تفسیر قرآن به قرآن
اکثر قریب به اتفاق مفسران در اصل حجیت قرآن کریم اتفاق نظر دارند. دلیل اصلی این اتفاق نظر این است که عقلا برای فهم سخن ثقیل یک متکلم به سخنان دیگر وی که به گونهای با سخن مورد نظر رابطه دارد، مراجعه میکنند و از آن سخنان برای روشن کردن آن سخن مبهم بهره میگیرند.
آیةالله جوادی آملی دلیل دیگری بر حجیت قرآن در تفسیر قرآن ذکر میکند:
قرآن کریم از آن جهت که کلام خدای سبحان است و با اعجاز خود دعوی انتساب به خدا را اثبات میکند، یکی از منابع دینی است که حجیت آن همانند حجیت قطع ذاتی است و محصول تدبر در آن و جمعبندی آیات متناسب آن با یکدیگر حتماً حجت است و هرگز نظیر گواهی فاسق مردود نیست تا اصلاً حجت نباشد؛ لیکن مطالب قرآن بخشی به صورت نصوص و قطعی است و بخشی به صورت ظواهر و ظنی است که بخش نخست «حجت قطعی» و بخش دوم «حجت ظنی» است.1
استقلال و انحصار منبع معرفتی تفسیر قرآن به قرآن یا عدم آن
دو مفسر بزرگ معاصر، علامهی طباطبایی و آیةالله جوادی آملی از استقلال و حتی انحصار منبع معرفتی قرآن به خود قرآن دفاع میکنند.آیةالله جوادی بر این مدعا چنین استدلال میکند2:
قرآن کریم خود را به عنوان نور معرفی میکند «قَدْ جاءَکُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ کِتابٌ مُبین» «وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذی أُنْزِلَ مَعَه» و بارزترین ویژگی نور آن است که هم خود روشن است و هم روشنگر غیر خود است؛... مقتضای نور بودن قرآن کریم نیز این است که در روشن بودن خود نیازمند غیر باشد و نه در روشن کردنِ غیر؛ زیرا در صورت نیاز به مبینی دیگر، آن مبین اصل بوده، قرآن کریم فرع خواهد بود و این فرع و تابع قرار گرفتن قرآن با نور بودن آن ناسازگار است....
یکی از صفات قرآن کریم «تبیان کل شیء» است «وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْء...» کتابی که بیانگر همهی علوم و معارف ضروری و سودمند برای بشر یا بیانگر همهی حقایق جهان آفرینش است، در تبیین خود نیازی به غیر ندارد... .3
به تعبیر علامهی طباطبایی:
حاشا قرآنی که بیان کنندهی هر چیز است، مبین خود نباشد.4
اما این دو دلیل مناقشهپذیر به نظر میآیند. نور اگر چه روشنی بخش به همه چیز است، اما خود با شواهد روشن گشته و قابل دیدن است و مشتقل از اشیاء قابل دیدن نیست. این نکته با توجه به طبیعت نور، نکتهای کاملاً روشن است.5 مخالف حجیت تفسیر قرآن به قرآن یا مخالف استقلال قرآن یا انحصار آن در تفسیر قرآن منکر نور بودن یا تبیان کل شیء بودن قرآن نیست؛ بلکه توان فهم بشری و بصیرت وی را قاصر از درک این نور و ادراک این بیان، مستقل از یاری معارف دیگر، میداند.
آیةالله جوادی آملی دلیلی دیگر نیز بر استقلال حجیت تفسیر قرآن به قرآن ذکر میکند:
قرآن کریم در کنار دعوت انسانها به تدبر، دعوی انتساب به خدای سبحان و مبرا بودن از هر گونه اختلاف و ناهماهنگی درونی دارد. خداوند سبحان دربارهی هماهنگی سراسر قرآن با یکدیگر دو بیان دارد که یکی ناظر به عدم اختلاف آیات قرآن مجید با یکدیگر و دیگری راجع به انعطاف و گرایش آیات قرآن با همدیگر است. اما بیان اول مستفاد از آیهی «أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فیهِ اخْتِلافاً کَثیراً» است؛ ... آیهی مزبور دعوت به تدبر در سراسر قرآن میکند و دعوی عدم اختلاف به نحو سالبهی کلیه را ارایه میکند و محصول آن تدبر فراگیر را صحت این دعوی میداند و ادعای مزبور را با آن بینه و گواه صادق همراه میکند.
اما بیان دوم خداوند مستنبط از آیهی «اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدیثِ کِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِیَ ...» است. زیرا محتوای آیهی مزبور این است که از یک سو سراسر آیات قرآن مجید شببه، همسان و همتای هم است و از سوی دیگر منثنی، منعطف و متمایل به هم است.معنای انثناء، انعطاف و گرایش مطالب یک کتاب علمی این است که هر کدام از مطالب با دیگری مشروح یا مشروحتر و روشن یا روشنتر میگردد. چنین کتابی که همهی آیات آن به هم گرایش دارد، حتماً مفسر و مبین همدیگر و شارح داخلی خویش است.6
ایشان متذکر میشود که ادعای موافقت و عدم مخالفت فرع بر پیوند و همگرایی است و پیوندهای دلالی نظیر اطلاق و تقیید، تعمیم و تخصیص، تأیید و تبیین و شرح و تفصیل میان آنها ضروری است و گزارههای قرآنی از هم گسیخته نیستند. حال اگر مخالفان قرآن مدعی وجود اختلافی در آن باشند و این اختلاف متوهم از راه دلالت لفظی قرآن کریم و با شیوهی تفسیری قرآن به قرآن قابل حل نباشد و با هر راه دیگری، مانند ارجاع به پیامبر اکرم، بدون شاهدی از الفاظ قرآن، حل شود؛ برهان و استدلال آیهی کریمه تام نخواهد بود.
اما در این استدلال نیز پرسشهایی به ذهن قاصر نگارنده میرسد که پاسخی به آنها نمییابد:
مفسران و عالمان مسلمان با سالها تلاش تخصصی در تفسیر قرآن کریم، همراه با ایمان به آن و عشق به دستیابی به معارف آن از چنین تدبر همه جانبهای عاجز ماندهاند و نتوانستهاند به تفسیر صد در صد سازگار از قرآن دست یابند(نقض و ابرامهای مفسران در برابر یکدیگر نشان آشکار این نکته است). به نحو اولی، کافران، حتی افراد بیغرض آنها، از چنین تدبری عاجز خواهند ماند. اگر چه هیچ ناسازگاری غیر قابل حلّی در قرآن کریم یافت نشده است (و هرگز نخواهد شد)؛ اما هیچ تفسیر کلیت قرآن نیز سراپا سازگار یافت نشده است و به نظر نمیرسد افهام عادی در برابر این قول ثقیل به چنین معرفتی دست یابند. تأکید میشود تردیدی در هماهنگی فوق العادهی آیات قرآن کریم نیست؛ تردید در طاقت فهم بشری است.
تدبر مذکور در استدلال، مبتنی بر نظریههای مربوط به پیوندهای دلالی کلامی و گفتاری است و هر گونه خطا در اصول و فروع این نظریهها راه را برای یافتن و دیدن آن سازگاری و هماهنگی میبندد. بنابر این، به نظر نمیرسد تنها با توجه به پیوندهای لفظی میان آیات قرآن کریم، هماهنگی میان آیات آن اثبات گردد.
شأنی و فعلی بودن حجیت تفسیر قرآن به قرآن
آیا حجیت محصول تفسیر قرآن به قرآن به تنهایی به نصاب فعلیت میرسد؛ یا نیاز به ضمیمهای دیگر (مانند حدیث، عقل، کشف، تجربه)دارد تا به نصاب فعلیت برسد؟ گاهی ظهور حاصل از تفسیر آیهای به آیات دیگر، ظهوری قوی است و میتوان آن را به حق تعالی اسناد داد و حجت خواهد بود. اما اگر ظهور حاصل از تفسیر آیهای به آیهی دیگر، ضعیف باشد (مثلا یکی از معانی التزامی بعید حاصل شود) در این صورت، تأیید حجیت آن با کمک منابع دیگر معرفت لازم میآید. به هر حال، فعلی یا شأنی بودن حجیت تفسیر قرآن به قرآن به نحو موجبهی کلیه ممکن نیست.
نتیجه این که قرآن کریم یکی از منابع معرفت در تفسیر قرآن است؛ لکن تنها منبع معرفتی نیست و اخذ معرفت از آن ممکن است به استعانت از منابع معرفتی دیگر داشته باشد.
1تسنیم، ج1، ص64 ـ63.
2ایشان اصطلاح استقلال را به کار میگیرند؛ اما تبیین و دلایل ایشان فراتر رفته و انحصار را دربر میگیرد.
3تسنیم، ج1، ص66 ـ65.
4المیزان، ج1، ص11.
5جالب است که امام صادق علیه السلام در توحید مفضل دربارهی علم و عقل که به نور تشبیه میشوند، تعبیر «ظاهر بشواهد، مستور بذاته» میآورد. (بحار الانوار، ج3، ص148)
6تسنیم، ج1، ص67 ـ66.
خوشحال میشم سری به سایت من بزنی و نظرتو راجبش بهم بگی
http://kanoonesetayesh.blog.ir/